برای آمدنم ، صد بهانه آوردم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

برگشتی

آمدی

سر زدی

خواندی

دیدی

اما

نرفتی

همین مرا به یاد اولین طروات

با تو بودن می اندازد

هنوز هم

 برایم

زنده ای

مطمئن باش

 




طبقه بندی: دل پاره ها، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

حرمت خانه ات را پاس می دارم

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

نفسی از حنجره های خسته ام بر خواهد خاست.

تو را می ستایم

به همان قداست نخستین واژه

و تا خاك

دستانم  را مدفون نسازد

دستانت را سخت خواهم فشرد

همسایه ی من

 




طبقه بندی: دل پاره ها، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

همه رفته اند

تو تنها بر جای مانده ای

تو را یكی صدا می زند

آماده ای ؟؟

و افسوس

كه حتی برای خداحافظی هم

وقتی نیست

افسوس




طبقه بندی: دل پاره ها، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

تند باد روزگار همه را كنده است

و تو تنها

مثل گذشته

تنهای تنهای

برگی بر جای مانده

بر درخت بی برگ دوستی من  مانده ای

مانده ات را

تحسین می كنم

 




طبقه بندی: دل پاره ها، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

گفتی صبور باش كه این نیز بگذرد

چگونه

توفقط می گویی اما

باز

در انتهای جاده ناامیدی ام

مرا تنها می گذاری

این روزها خوب می دانی كه چه اندازه صبورم

صبورتر از همیشه

اما

دردناك تر از گذشته

بگذار زخم هایم را با مرهم

همدمی با تو

التیام بخشم

 




طبقه بندی: دل پاره ها، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

فردا اگر دوباره

نگاهمان

مهمان هم شد

خیالم راحت است

دوباره می بینمت

اما

اما دوباره سکوت می کنم

شاید تمام ابهت تو را

در سکوتی آبی ملاقات کنم

شاید

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388 توسط صدرا | نظرات ()

همه را جز تو می بخشم

تا بدانی هنوز برایم كمی كرم  مانده است

تا نفس بكشم

و مرا

مرد خطاب كنند

اما تو راهرگز

تا بدانی

هنوز برای بودنت

بهانه ای دارم

 

 




طبقه بندی: دل پاره ها، 
(تعداد کل صفحات:141)      1   2   3   4   5   6   7   ...