تبلیغات
حنانــــــــــــه

حنانه

نویسنده : صدرا 1394/10/12 06:43 ب.ظ  •    ارسال شده در: رمان "" حنانه ""


عضو جدید این وبلاگ دربخش موضوعات  "" رمان حنانه  "" است. هرچند دیگر دلی نمانده تا دست به قلم شود ، اما نخواستم قبل از رفتنم ، این راز ناگفته چندین ساله  ، سربه مهر در سینه بماند واسیر خاک شود. 



پیشاپیش از اینکه شاید گسسته بنویسم ، مشوش بنگارم و یا سر در گم درمیان خطوط شما را به تاریخ ناگفته هایم ببرم ، معذرت می خواهم . دل است دیگر ، می خواهد حرف بزند ، نه زمان می شناسد و نه مکان.



از اینکه این رمان را برای خواندن انتخاب کرده اید ، ممنونم. 




..



آخرین ویرایش: 1394/10/12 06:53 ب.ظ

خ د ا ح ا ف ظ

نویسنده : صدرا 1394/08/28 08:36 ب.ظ  •   




رفتم

وقتی حالم خوب شد

بر میگردم




آخرین ویرایش: 1394/08/28 08:50 ب.ظ

سوت و کور

نویسنده : صدرا 1394/08/27 09:07 ق.ظ  •    ارسال شده در: دیونه دوست داشتنی


برای ماندنم کسی جشن نگرفت

برای رفتنم کسی اشک نفشاند

این روزها

همیشه

سوتها برای ماندن تو به صدا در نمی آیند

بازارت از رونق افتاده است

آری:

اینجا  تنها سوتها  وقتی به درد می خورند که تو

سوت و کور

شده  باشی




آخرین ویرایش: 1394/08/27 09:15 ق.ظ


تعداد کل صفحات ( 498 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...