تبلیغات
حنانــــــــــــه - دردمند ترین متن زندگی ام

دردمند ترین متن زندگی ام

نویسنده : صدرا 1394/07/22 09:55 ق.ظ  •    ارسال شده در: دیونه دوست داشتنی

ای خسته دل  به خودت سلام کن ، شاید کمی عطر سلام تو را آرام کرد.


چه کسی چه می داند تو کیستی ؟ از کدام کهکشان به دل نشسته ای ؟ برای چه می نویسی ؟ برای که می گویی ؟ از چه می گویی ؟ از چه می نالی ؟

چه کسی می داند در این دل نه چندان آرامت ، چه غوغایی برپاست ؟ از چه مدام کلمات را اینگونه به جنگ نابرابر چشمانی دعوت می کنی که یک ذره هم در اندرون دل تو خبر ندارند

سالهاست اینگونه ای

بی آنکه کسی تو را بشناسد و یا بخواهد ویا بتواند بشناسد

تو و تنهایی تو و سکوت تو و کلمات تو غرور تو و گریه های تو و غم های تو و ... همه و همه کشته های خود را دارد. اما در این میان نفع تو چیست ؟

بارها می دانم تصمیم گرفته ای این خانه را ویران کنی اما دستت می خواهد ، دلت نمی خواهد ..... مانده ام چرا تمام این خانه مجازی را ویران نمی کنی ، مانده ام ..... مانده ام

بازهم خسته ام .... .هم جسمم ناتوان است هم روحمم بدجور ملول است . گاهی دیگران تنها و تنها یک دلخوشی دارند ؛ آنهم نابود کردن یک نفر با همه زندگی اش  . بیخیال   اگر ( م --- م   ) پیداشد که زندگیم را از فرط حسادت نابود کند ، خدا هست   ....... حتی اگر زندان دنیا روز به روز برایم تنگ شود.


هنوز هستند کسانی  که خاطراتشان ، امیدی است برای فردای من .... ممنون از بودنشان ...... سپاس


 

 



آخرین ویرایش: 1394/07/22 10:00 ق.ظ

1394/07/22 05:55 ب.ظ
سلام
واقعا زیبا بود
واقعا آنچه از دل برآید به دل نشیند
بیشتر از چند بار از اول زمزمه کردم
تبریک میگم بهتون بابت هنر قلمتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.