تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب مهر 1385

تنها

نویسنده : صدرا 1385/07/30 05:10 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

نمی دانم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز هم مثل روزهای دیگر نمی خواهی دستان نیازم را که از دامن پرچین سجاده نمازم به سمت تو قد می کشند در دستان خود جای دهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز هم نمی خواهی با جرعه ی جان بخش اجابت مرا به ساحل قبولی طاعاتم به پیش بری

نمی دانم:

شاید هم تو همچنان دنبال فرصتی برای جبران گذشته من هستی

گذشته ای که من بیش از هرکس دیگر می دانم

بر ای ماندن باید از نو ساخته شود

پس در این وادی خاموش مرا

تنها

مگذار

خواهش می کنم........



آخرین ویرایش: - -

تورا

نویسنده : صدرا 1385/07/29 04:10 ق.ظ  •    ارسال شده در:

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم  



آخرین ویرایش: - -

آســـــــــــمــــــــــــان

نویسنده : صدرا 1385/07/25 04:10 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

توای تنها ترین پرنده هستی من

آنگاه که بی پروا تا منتهی الیه آسمان خیالم بال و پر کشیدی

هرگز گمان نمی کردم روزگاری نه چندان دور

دیگر هرگز تورا نخواهم دید.

****

معشوقی و زندگی در بند خوش است

رستن ز خود و به دوست پیوند خوش است

یک بار به بند عشق تو افتادم

من را به  خدا هزار در بند خوش است

در آسمان خیالم توئی



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 10 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...