تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب دی 1386

خدا نگهدار

نویسنده : صدرا 1386/10/29 02:01 ق.ظ  •    ارسال شده در:

از جدا شدن نوشتی

رو تن زخمی هر برگ

گریه كردو و نوشتم

نازنینم

یا تو     یا من

به تو گفتم باورم كن

میون این همه دیوار

تو به خنده ای نوشتی

هم قفس

خدا نگهدار

خدانگهدار

............................................



آخرین ویرایش: - -

سوگل

نویسنده : صدرا 1386/10/13 10:01 ق.ظ  •    ارسال شده در:

دنیا اینجوریه دیگه


اگه گریه کنی میگن کم آوردی


اگه بخندی میگن دیوونه ای


اگه دل ببندی تنهات میزارن


اگه عاشق بشی دلتو میشکنن


با این حال باید لحظه ای روگریست


دمی را خندید ساعتی را دل بست


و عمری را عاشقانه سوخت



آخرین ویرایش: - -

بهناز

نویسنده : صدرا 1386/10/11 10:01 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

اینو یه دوست  ( بهنار) که فکر می کنم بشناسمش واسم فرستاد:

اونیكه میگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گریه هات میخنده اونی كه می گفت بدون تو میمیره

دروغ میگه دلش جنس كویره دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز میخوای بمونی باهاش

خیال نكن بدون اون میمیری بزار بره نباشه جون میگیری

اما من هیچ کدام از جمله های با لا رو قبول ندارم

اولا: اون نرفته

ثانیا: اگه بره مطمئن باش من جون نمی گیرم  می میرم

ثالثا: قرارمون رفتن نبوده . موندن       موندن       موندن

 رابعا:  حالا فقط  یه کم فاصله ها زیاد شده

خامسا: طاقتا کم شد

سادسا: در نا امیدی بسی امید است

و اتفاقا من به انتظار همین امید نشسته ام.

خوشحال می شم  بهناز  نظرش رو واسم بفرسته  . چون می دونم اینا رو می خونه



آخرین ویرایش: 1386/10/11 10:01 ق.ظ


تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2