تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب خرداد 1386

بخوان

نویسنده : صدرا 1386/03/31 05:06 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

مرا اندوه رفتنت عذاب نمی دهد

می ترسم بروی و دیگر هرگز برنگردی

مرااز اینکه صدایم  را نمی شنوی

باکی نیست

از آن می ترسم که دگیر صدایم را نشناسی

مرا از بستن دفتر خاطرات با تو بودن

هراسی نیست

همه بیم و اندوهم از ان است که این دفتر را بسوزانی

نمی گویم بیا که شاید خسته راهی و نمی توانی

نمی گویم بمان که چون نمی خواهی اصرار ندارم

نمی گویم بشنو که شاید دیگر گوش هایت به طول موج صدایم آلرژی گرفته اند

نمی گویم بیا که شاید برایت عذاب است

اما از ته دل می گویم

بخوان

بخوان

بخوان



آخرین ویرایش: - -

گناه

نویسنده : صدرا 1386/03/30 05:06 ق.ظ  •    ارسال شده در:

گناه دوری ات نیست من وقتی با تو بودم نیز دلم برایت تنگ می شد

بگذار هر چه نمی خواهیم بگویند بگذار هر چه نمی خواهند بگوییم

باران که بیاید از دست چتر ها کاری ساخته نیست ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم

تو کوچک شدی؟ یا قلب من بزرگ شد؟ فرقی نمی کند

عاشق شدم

آخرین ویرایش: - -

هرگز

نویسنده : صدرا 1386/03/29 05:06 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

اگه روزی خواستی از پیشم بروی

هر گز نیا

زیرا تاب جدائیت رو ندارم

اما توان

آشنا نشدن با تو را در خود می بینم.



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 7 ) 1 2 3 4 5 6 7