تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب تیر 1386

آه

نویسنده : صدرا 1386/04/30 05:07 ق.ظ  •    ارسال شده در:

تو برای شكستن دل من هر كاری كردی

روزگاری كه سخت به تو محتاج بودم تنهایم گذاشتی تا ماندن تنها لغتی سرگردان در واژه نامه ها

بماند.

روزگاری كه دلم لبریز از حرفهای ناشنیدنی شده بود ، رفتی تا در هر تپش قلبم ، صدای خرد شدن

حرفهای دلم را بشنوم . حرفهایی كه روزگاری تنها در گوش دل تو می نشست.

روزگاری كه نگاهم بر در مانده بود تا برگردی ، برنگشتی تا آمدن تنها كلمه ای بیش نباشد.

روزگاری كه برای تو می نوشتم ، نخواندی تا دل نوشته هایم را به دست آب سپارم ، شاید دختركی

آن طرف شهر ، در سبویش بریزد و بنوشد.

آه

كه هرگز مرا نفهمیدی



آخرین ویرایش: 1386/05/11 12:08 ب.ظ

زندگی یخی

نویسنده : صدرا 1386/04/28 07:07 ق.ظ  •    ارسال شده در:

زندگی بعضی ها مثل

 حکایت مرد یخ فروش  است

بهش گفتند :  یخ ها را فروختی

گفت : کسی نخرید تمام شد



آخرین ویرایش: - -

تصادف

نویسنده : صدرا 1386/04/26 11:07 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

آمدنم تصادف ..... رفتنم امتحانه

زمان را به قضاوت دعوت می کنم

زیرا هنوز  هم او بی طرف ترین داور زندگی من است.

هنوز هم بی هیچ توقعی حقایق را به ما نشان می دهد

تو نیز چون من می دانی

آمدنم تصادف جاده دوستی بود

و

رفتنم

امتحانی برای سنجش وفاداری مان به قرار اولمان

من می روم

تا احساس نکنی

در رفتن هم تنها هستی

تو نیز برو



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4