تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب شهریور 1386

من - سکوت - تقسیم

نویسنده : صدرا 1386/06/31 08:09 ق.ظ  •    ارسال شده در: دفتر اشعار من

دل تنگی مدام تو را گوشه ی اتاق

وقتی که صبح

قد می کشی به هیئت نیلوفران باغ

من در سکوت خویش

تقسیم می کنم



آخرین ویرایش: - -

مانده بودم....

نویسنده : صدرا 1386/06/31 07:09 ق.ظ  •    ارسال شده در:

مانده بودم که بگویم ات
سلام
یا ...
چه فرقی می کند ؟

چشم براه بودم
که بگویم

نگاهم ،
فرش گسترده بود برایت
تا دیده
که می گویند دروازه دل است
تا دلم
که برایت دروازه ای نداشت
تا من
که می خواست ما باشد
چه فرقی می کند؟
نگاهم
که ندید !
مانند پیچکی
چشم براهت ماند
و خشکید
با چه گره می خورد؟

چشم براهی ، جانکاه است
نمی کشد اما...
مانده بودم که بگویم ات
سلام
یا...
چه فرقی می کند ؟

خدا حافظ

آخرین ویرایش: - -

آهسته

نویسنده : صدرا 1386/06/29 05:09 ق.ظ  •    ارسال شده در: دل پاره ها

می روی

آهسته برو

می آیی

آهسته بیا

نمی خواهم هیچ مزاحمی میان من وتو باشد

حتی صدای پایت



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4