تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب اسفند 1387

بهانه (2)

نویسنده : صدرا 1387/12/28 05:16 ب.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

تو آخرین برگ دلت را در آخرین

روز روسیاهی همیشه زمستان به من هدیه کردی

بی آنکه حرفی زده باشی .

راز داری؟؟؟؟

صبوری ؟؟؟؟

وفاداری؟؟؟؟

نمی دانم از میان این همه صفت

کدام برازنده توست.

و یا اصلا شروع این بچه بازی باز کلمات

در شان هیچ کداممان نبود.

اماهنوز هم به حس ششمم ایمان دارم

که از تو شنیدم

که روزی

اورا خواهم شناخت

من به احترام تو

از او نمی نویسم

اما تو به احترام او

سکوتت را نشکن

باشد؟؟؟؟؟؟



آخرین ویرایش: 1387/12/28 05:31 ب.ظ

بهانه (1)

نویسنده : صدرا 1387/12/25 03:38 ب.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

نمی دانم چرا جمعه های بیشتر به  یادت میافتم ، یا شاید هم نمی دانم چرا تو جمعه ها بیشتر به یادم می آیی

هرچه هست

جمعه هایم بیشتر برای توست

شاید همه اینها از آخرین جمعه شروع می شود ، جمعه ای که می رود تا هزارمین روز تولدش را جشن بگیرد.

این هزاره که تو همراه من نبودی

دلم را به هیچ کس اجاره ندادم

می توانی از آن همه مشتری که آمدند

پسندیدند

و دست خالی برگشتند

بپرسی

هنوز هم  قاب خالی نگاهت

دست نخوره بر بالای طاقچه دلم مانده است

کارمن شده است

گرد گیری مدام آن

شاید تو بیایی

و چه زیباست این جمله وقتی

در قابی به رنگ امید

بر دیوار اتاق تنهایی من نصب شده باشد

شاید تو بیایی

شاید



آخرین ویرایش: 1387/12/25 03:48 ب.ظ

حیرت

نویسنده : صدرا 1387/12/23 11:44 ب.ظ  •    ارسال شده در:

هنوز خسته ای

نه از کلامت

که دیگر نگاهت فریاد میزند

کاش می توانستم

فرهنگ لغاتم را شبی به تو امانت دهم

این روزها

بدجوری زبان هم را نمی فهمیم

جنگ سرد واژه ها

بدجوری دارد گرم می شود

نه؟؟؟؟



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3