تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب اردیبهشت 1387

چوب دار

نویسنده : صدرا 1387/02/31 06:05 ق.ظ  •    ارسال شده در: دفتر اشعار من

از هم گسست در غم تو پود و تارمن

باور نما نمانده به جز  حال زار من

 

آماده ام که سر بنهم بر طناب تو

بر دوش می کشی به  کجا  چوب دار من ؟

 

افتاده ای به جان دلم سخت می کنی

با تیشه های تلخ نگاهت   قرار من

 

دیوانه من شدم و تو یا هر دو   بی دلیل

از من ربوده ای به جفا این نگار من

 

در عصر خشکسالی یک واژه   یک نگاه

هیزم کشی ز باغ دلت گشته کار من

 

با یک نگاه خسته مرا آب کرده ای

در حسرت وصال تو شد  اشک یار من

 

۲۰/۲/۸۷

۶ عصر



آخرین ویرایش: - -

فرق من و تو

نویسنده : صدرا 1387/02/30 06:05 ق.ظ  •    ارسال شده در: دل پاره ها

و باز خواب

تنها پل ارتباطی میان من و توست

تو خواب می بینی مرا

و

من همچنان در حسرت دیدن تو

حتی در خواب هم چشم انتظارم



آخرین ویرایش: - -

محمد جواد

نویسنده : صدرا 1387/02/24 09:05 ق.ظ  •    ارسال شده در: نامه های پاره پاره

این پست را برای محمد جواد نوشتم چون این روزها خیلی بهش

ظلم شده .

عزیزم: این روزها بعضی ها  آنقدر برای از هم گذشتن عجله دارند که از تو هم گذشتند.  نمی دانم اما شاید باید بگویم بیچاره تو كه وجه المصالحه بعضی ها قرار گرفته ای.

بیچاره تو كه به نامت قسم می خورند  و به گوارایی نوشیدن یك لیوان آب خنك ، فراموش می كنند.

بیچاره تو كه اصلا نمی دانی نقش  كدام مهره شطرنج را در بازی زندگی بعضی ها به عهده گرفته ای.

دلم برایت می سوزد . شاید به خاطر  سوء استفاده ای است كه بعضی ها از معصومیت تو می كنند. همانهایی كه وقتی به اسمت قسم خورد ند ، نمی دانستند شاید در كمتر از یك هفته مجبور باشند ، تو را نیز فراموش كنند زیرا اگر تورا فراموش نمی كردند ، حوابی برای شكستن حرمت قسمشات نداشتند.

فدای معصومیت تو بشوم كه این چنین از دور و درعالمی دیگر این دیوانه بازی ها را به نظاره نشسته ای. فدای شیرنی های نگاهت بشوم كه نمی دانم چرا دیگر بعضی ها حتی به حرمت نگاه تو ، نگاه در نگاه كسی نمی اندازند.

محمد جواد:

اولین فصل زندگی ات را كم كم به پایان رساندی ، اینجا چه جور بود. دنیا را می گویم ، از آدمهایش خوشت آمد ، از رفتار های معقول و نامعقولشان كه رنجیده نشدی ، از اینكه گوشت قربانی وادی عشق و محبت این  و آن شدی كه پشیمان نیستی .

نوشتن برای تو سخت است. زیرا می دانم قدرت خواندن را از تو گرفته اند . كاش می توانستم با نگاه همه آنچه را كه می نویسم به چشمان پاكت منتقل كنم.

محمد جواد:

به آنانی كه تو را راحت در  شربت هوس بازی های خود حل می كنند بگو:

خواهشا از تو مایه نگذارند.

 

 

 



آخرین ویرایش: 1387/02/24 08:05 ق.ظ


تعداد کل صفحات ( 6 ) 1 2 3 4 5 6