تبلیغات
حنانــــــــــــه - مطالب مرداد 1387

بسم الله

نویسنده : صدرا 1387/05/31 09:08 ق.ظ  •    ارسال شده در: دل پاره ها

امروز برایت خواهشم را نوشتم

خواهشی که از ته دلم بر خاست

هرچند می دانم خودت هم می دانی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی دفتر خاطراتت  ودست نوشت هایت را امروز خواندم

فهمیدم که خوب می دانی چرا امروز از تو خواهش کردم

اما من از تو بیش از این انتظار داشتم

قرارمان این نبود

برای رسیدن به چیزی

نباید چیزهای دیگر را ویران کرد

مگر حکایت نردبان یادت رفته

تو از هیچ کس نباید بگذری

مخصوصا:

۱- خودت

۲- پدرت

۳- مادرت

حالا باید از نو شروع کنی

درست مثل باری مار پله

اما خدا را شکر کن

هنوز در خانه های پایین بودی که ما نیشت زد

پس :

بسم الله



آخرین ویرایش: - -

برگرد

نویسنده : صدرا 1387/05/30 06:08 ق.ظ  •    ارسال شده در: دل پاره ها

با تو قهرم

نمی دانستم برای رسیدن به مخیلات خود

پل های پشت سرت را یکی یکی خراب کرده ای

شاید بگویی

من خیال برگشت ندارم

اما مغرور من :

دیگران هم می خواهند از راهی که تو رفته  ای بروند

تو حق نداری با تیشه غرورت

همه پل ها را خراب کنی

پس تا بر نگردی و همه را از نو نسازی

صدایی از لبهای من نمی شنوی



آخرین ویرایش: - -

نردبان

نویسنده : صدرا 1387/05/30 05:08 ق.ظ  •    ارسال شده در: دل پاره ها

تو به من آموختی که وقتی بر بلندا

قرار می گیری

دیگر نیازی به نردبان نیست

نردبان را برای صعود می خواهند

نه سقوط



آخرین ویرایش: 1387/05/30 04:08 ق.ظ


تعداد کل صفحات ( 8 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...